فساد و سقوط اجتماع - شكست مسلمانان و زوال اسلام در اندلس
اَندُلُس كه امروز اسپانيا ناميده مى شود در سال 711 ميلادى به تصرف مسلمانان در آمد با آن كه اروپا در حالت توحش و قرون وسطائى مى زيست ، مسلمانان اسپانيا را باوج تمدن و دانش رساندند.
دكتر گوستاولون دانشمند معروف فرانسوى در اين باره مى نويسد:در زمان مسيحيان اسپانيا قبل از اعراب ، تمدن و آبادى جز همان مقدار كه وحشيان گوت داشتند در اين كشور بچشم نمى خورد، اعراب مقارن باپايان فتوحات خود در اين سرزمين دست به اصلاحات و عمران و آبادى زده و در زمانى كمتر از صد سال توانستند زمينهاى لم يزرع و موات را زير كشت و زرع در آورده و شهرهائى كه بصورت ويرانه در آمده بود از نو بسازند و بناهاى بسيار عالى و مهم در آنجا بنا كنند و از طرفى ارتباطات خارجى با كشورهاى ديگر برقرار سازند.
سپس دست به ترويج علوم و دانش زده بهمين منظور كتب يونانى و لاتينى را به زبان عرب ترجمه كردند، دانشگاههاى بزرگى تاءسيس نمودند كه يكى از همين دانشگاهها مدت زمانى مركز نشر علوم و معارف در تمام قاره اروپا شده بود...و در حقيقت قرطبه براى مدت سيصد سال مترقى ترين شهرهاى دنياى آنروز بوده است .
مسلمانان حدود 800 سال در اسپانيا قدرت را در دست داشتند و اسپانيا در اين مدت مهد علم و تمدن گرديده بود تا آنكه دشمنان با انتشار فساد و بى حجابى و رواج مشربات الكلى و بى بندوبارى و بالاخره در اثر اختلاف زمامداران حكومت مسلمانان ساقط گرديد.بلكه طبق نوشته دكتر گوستاولوبون : بعد از سقوط حكومت مسلمين ، نخست مسلمانان را بزور وادار به قبول دين مسيح كردند، سپس محكمه هاى تفتيش عقائد، دستور سوزاندن اين تازه مسيحيان را داد.
به بهانه اينكه اينها واقعاً به دين مسيح در نيامده اند و بقيه را وادار به مهاجرت كردند. در سال 1610 ميلادى دولت اسپانيا دستور داد تمام اعراب از اسپانيا بيرون روند و مهاجرت كنند اعراب كه با اين دستور ناچار بجلاى وطن گشتند در سر راه كه مى خواستند از اسپانيا هجرت كنند بيشترشان بدست مسيحيان كشته شدند آنگاه بنقل از راهب بليدا مى گويد: 4/3 اين مهاجران در اثناى مهاجرت كشته شدند .
و اضافه مى كند: و او (بليدا) همان كسى است كه كاروان يكصد و چهل هزار نفريشان را كشت . اين مورخ معروف فرانسوى بنقل از سديلو مورخ معروف مى نويسد: از زمانى كه فرديناند اسپانيا را فتح كرد، تا آخرين مهاجرت اعراب سه ميليون نفر از نفوس اسپانيا كاسته شد.
مى بينيم چگونه يك ملت مسلمان بر اثر فساد؛ حكومت ، فرهنگ ، دين و حتى جان خود را از دست دادند.
آرى اينست نتيجه جوامعى كه از مسير فطرت منحرف گشته و در گرداب فساد غوطه ور شده اند.
باشد كه كشورهاى اسلامى از آن درس عبرت بگيرند.
پيامبر(ص ) فرمود: لا يُلْدغ الْمُؤ مِن مِنْ جُحرٍ مَرَّتَين مؤ من هرگز از يك سوراخ دو بار گزيده نمى شود.



روزگارى مسلمانان در جنوب اروپا و در اسپانيا تا جنوب فرانسه، كشورى اسلامى بهوجود آوردند. اين كشور مهد تمدّن شد و علم در اروپا از همان تمدّن اندلسىِ قرون اوّليهى اسلام شكوفا گرديد. شكوفايى علم در آن سرزمين، داستانهايى دارد و خودِ غربيها نيز به آن معترفند. البته اكنون سعى مىكنند اين ورق را از تاريخ علم حذف و نام مسلمانان را بهكلّى پاك كنند؛ اما خودِ آنها، اين تاريخ را ثبت كردهاند و البته در تواريخ ما هم ثبت شده است.