نقاط ضعف ما از دیدگاه رهبر انقلاب
*** كارهائى كه بايد انجام بگيرد براى اينكه اين ضعفها برطرف شود، در درجهى اول اين نگاه به آينده است؛ در درجهى اول مسئوليتپذيرى ماهاست. همهى ما بايد احساس مسئوليت كنيم؛ بخصوص مسئولين كشور و خدمتگزاران مردم بايد احساس مسئوليت كنند. تقصيرها را گردن هم نيندازيم. اينجور نباشد كه اگر يك جا يك نقصى پيدا شد، مجلس بگويد تقصير دولت است، دولت بگويد تقصير مجلس است، آن يكى بگويد تقصير قوهى قضائيه است؛ نه، حدود مشخص است. قانون اساسى خطوط را مشخص كرده است. وظائف همه معلوم است. رهبرى مسئوليت دارد، دولت مسئوليت دارد، مجلس مسئوليت دارد، قوهى قضائيه مسئوليت دارد، نيروهاى نظامى مسئوليت دارند، دستگاههاى اجرائى هر كدام مسئوليتهائى دارند؛ به گردن هم نيندازيم. اشكالى به وجود مىآيد، متوجه رهبرى است؛ رهبرى متواضعانه قبول كند كه اين اشكال متوجه اوست و سعى كند آن را برطرف كند. اين يكى از اساسىترين كارهاست.كار اصلى ديگر اين است كه از ارزشهاى اصولى نبايد غافل شد. سرگرم مسائل فرعى و فروع نشويم، از اصول غافل بمانيم.
حفظ اتحاد و همدلى، يكى ديگر از وظائف ماست. بارها عرض كردهايم كه بين مسئولين بايد اتحاد و همدلى باشد. سه قوه و ديگران بايد با هم همدل باشند، همگام باشند، همدست باشند؛ ولو يك جاهائى اختلاف نظرهائى دارند. اختلاف نظر اشكالى ندارد؛ اما بايستى در جهتگيرىهاى نظام و كشور و انقلاب پشت به پشت يكديگر بدهند، ... اين اتحاد و همدلى، علاج قطعى بسيارى از مشكلات است
يكى از كارهاى اصلى :.. فريب لبخند دشمن و وعدههاى دروغ جبههى دشمن را نخوريم. در اين سى سال، تجربه هم پيدا كردهايم. گاهى به روى ما لبخند زدند. اوائل گاهى بعضى از ما باور ميكرديم. يواش يواش فهميديم پشت صحنه چيست. فريب لبخند دشمن را، فريب وعدههاى دروغ دشمن را نخوريم. جبههى قدرت مادىاى كه امروز بر دنيا مسلط است، راحت عهد ميشكند. بدون هيچ دغدغهاى عهدشكنى ميكنند، زير قولشان ميزنند، زير حرفشان ميزنند، نه از خدا خجالت ميكشند، نه از خلق خجالت ميكشند، نه از طرف مذاكره خجالت ميكشند؛ راحت دروغ ميگويند! من نمونههاى زنده دارم - ... آن وقتى كه لازم باشد، عرض بكنم - همين اظهاراتى كه رئيس جمهور آمريكا كرد؛ نامهاى كه به ما نوشت، جوابى كه ما داديم؛ بعد عكسالعمل و اقدامى كه آنها با مضمون آن نامهها كردند. اينها يك روزى در اختيار افكار عمومى دنيا - آن وقتى كه لازم باشد - قرار خواهد گرفت؛ خواهند ديد كه اينها چه جورىاند، حرفشان چقدر اهميت و ارزش دارد، وعدهشان چقدر ارزش دارد. بنابراين يكى از كارهاى اساسى ما اين است كه فريب لبخند و وعدهى دروغ اينها را نخوريم.
يكى هم پرهيز از تنبلى و كمكارى است. كسالت، كمكارى و تنبلى، يك انسان را، يك خانواده را، يك كشور و يك ملت را تباه ميكند. همه بايد كار كنند؛ كار جهادى.»
یکی از همکاران می گفت من وقتی صحبتهای بعضی اساتید، سخنرانان و سیاسیون(هر چند انقلابی) را می شنوم معمولا بسیار دلسرد می شوم و به نوعی از آینده انقلاب و کشور ناامید می شوم؛ اما بر عکس هر وقت صحبت های آقا را می شنوم بسیار امیدوار و سرشار از انرژ ی و امید می شوم. البته ایشان در بیانات شان وعده و وعید های بی پایه و غیر علمی هم نمی دهند.
این نکته در خطبه های نماز جمعه 14 بهمن ماه 90 بسیار مشهود بود. ایشان وقتی از پیشرفت های علمی سخن گفتند این گونه استدلال نمودند:" اينهائى كه من عرض ميكنم، رجزخوانى نيست؛ اين گواهىِ مراكز علمى معتبر دنياست. آنها ميگويند سريعترين رشد علمى در همهى دنيا در اين سالها، در ايران اتفاق افتاده است. طبق گزارشى كه مراكز علمى معتبر دنيا دادهاند، رتبهى علمى اول منطقه، ايران است. ما اين رتبهى اول علمى را براى سال 1404 در نظر گرفتيم؛ هنوز چهارده سال باقى است. همين سال ميلادىِ گذشته گفتند ايران از لحاظ رتبهى علمى در منطقه اول است، در دنيا هفدهم."
و در بیاناتشان در حرم رضوی (فروردین 91) نیز بعد از تکرار این مطلب افزودند:" اين گزارش كسانى است كه اگر بتوانند گزارش خلاف عليه ما بدهند، امتناع نميكنند؛ اين را اينجور اعتراف ميكنند. "
لذا یکی از نیازهای ضروری جوان امروزی - حتی از نوع انقلابی اش- امید و نشاط در جهت حرکت به سمت اهداف و شعار های انقلاب می باشد ظاهرا ایشان از اوضاع پریشان امثال همکار بنده و کم کاری(یا بد کاری) مسئولین امر در خصوص این قضیه مطلعند که فرمودند:" من واقعاً متأسف ميشوم وقتى مىبينم اين گزارشهاى روشن و خوب، آنچنان كه بايد و شايد، به مردم داده نميشود كه مردم خوشحال بشوند؛ بفهمند در كشور چه اتفاقى دارد مىافتد."
جالب آنجاست که معظم له در خطبه های نماز جمعه 14 بهمن پس از بیان پیشرفت ها و نقاط قوت بصورت شفاف و بی پرده به بیان نقاط ضعف انقلاب می پردازند. به قول یکی از وبلاگها: بطور معمول هیچ کشوری نقاط ضعف خود را بیان نمیکند. بیان نقاط ضعف نشانگر موضع قدرت و مقتدر رهبران یک کشور را میرساند. این نکته وقتی عیانتر میشود که رهبری با اشاره به نطق سالانه اوباما و نادیده گرفتن جنبش مردمی تسخیر والاستریت توسط او اشاره کردند. در حقیقت میتوان زبان حال رهبری را اینچنین گفت که: ما اینقدر شجاعت داریم که نقاط ضعف (عمدتاً فرهنگی و ناپیدای) خود را میگوییم؛ اما تو با آن همه ادعا نمیتوانی نقطه ضعف به این بزرگی که رسوای عالم هم هست را بیان کنی و به آن اعتراف کنی!
برای اولین بار (۹۰/۰۵/۱۶) و در جمع كارگزاران نظام بود که رهبر انقلاب نقاط ضعف انقلاب و مسئولین را به صورت يك ليست ارائه نمودند که در خطبه های 14 بهمن نیز بصورت مفصل تر و بیشتر بر آن تاکید نمودند ايشان در گذشته هم به ضعفها اشاره داشتهاند اما در موقعيت كنوني به نظر ميرسد كه تعمد دارند تا بزنگاهها را براي استخراج اولويتهاي برخورد مشخصتر كنند.
لذا این نکته باید تلنگری برای مسئولین مربوطه و موثرین فرهنگی باشد.
روزگارى مسلمانان در جنوب اروپا و در اسپانيا تا جنوب فرانسه، كشورى اسلامى بهوجود آوردند. اين كشور مهد تمدّن شد و علم در اروپا از همان تمدّن اندلسىِ قرون اوّليهى اسلام شكوفا گرديد. شكوفايى علم در آن سرزمين، داستانهايى دارد و خودِ غربيها نيز به آن معترفند. البته اكنون سعى مىكنند اين ورق را از تاريخ علم حذف و نام مسلمانان را بهكلّى پاك كنند؛ اما خودِ آنها، اين تاريخ را ثبت كردهاند و البته در تواريخ ما هم ثبت شده است.